تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز ، نایت اسکین
زنگ تفریح - زندگی من

تا شقایق هست زندگی باید کرد


Admin Logo
themebox Logo
ابزار پرش به بالا



تاریخ:یازدهم اسفند 91-15:27

نویسنده :النازی ***

زندگی من



باز هم یک حبه قند در کنار زندگی گذاشته ام
وبه مفهوم غروب می اندیشم
شاید از پشت دره ی شب
بتوانم ماه را در آغوش بگیرم
یا در گوش ستاره ها از رازهای آبی ام بگویم
دست در دست شهاب سنگ ها
به رویاهای بلورینم سر بزنم
و یا در هیاهوی خفه ی آسمان
تا میتوانم ریه های روحم را از امید پر کنم
در کنار باد در کوچه های دلتنگی قدم بزنم غرق در غوغای بوته های لرزان شوم
و با شب تاب ها نورانی شوم
زندگی ام سرد شده
باید جرعه جرعه آنرا سر بکشم...




briannegascoigne.weebly.com
پانزدهم مرداد 96 23:48
Hello! I understand this is somewhat off-topic but I needed to ask.
Does operating a well-established blog such as yours take a massive amount work?
I am brand new to operating a blog however I do write in my diary on a daily basis.
I'd like to start a blog so I can easily share
my experience and thoughts online. Please let me know if you have any
recommendations or tips for new aspiring bloggers. Appreciate it!
http://debbyyagoudaef.hatenablog.com/archive/2015/09/29
پانزدهم مرداد 96 15:20
Hi there, everything is going nicely here and ofcourse every one is sharing facts,
that's actually good, keep up writing.
What makes you grow taller during puberty?
چهاردهم مرداد 96 22:15
Saved as a favorite, I like your blog!
karriealtaras.weebly.com
سیزدهم مرداد 96 15:24
Does your website have a contact page? I'm having a
tough time locating it but, I'd like to send you an e-mail.

I've got some ideas for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great site and I look forward to seeing it expand over time.
valoriemcaloon.hatenablog.com
هفتم مرداد 96 09:40
Interesting blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple tweeks would really make my
blog jump out. Please let me know where you got your theme.
Appreciate it
BHW
هفتم اردیبهشت 96 14:44
Definitely believe that which you said. Your favorite reason appeared to be on the
net the simplest thing to be aware of. I say to you, I certainly
get annoyed while people think about worries that they plainly don't know about.
You managed to hit the nail upon the top and also defined out the whole thing without having side-effects ,
people could take a signal. Will likely be back to get more.
Thanks
manicure
بیست و دوم فروردین 96 12:00
I was recommended this website by my cousin. I am not
sure whether this post is written by him as no one else know such detailed about my problem.

You are wonderful! Thanks!
manicure
بیستم فروردین 96 17:41
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to say that I've really loved surfing around
your weblog posts. In any case I will be subscribing for your feed and I hope you write
again soon!
manicure
نوزدهم فروردین 96 00:05
I enjoy what you guys are usually up too. Such clever work and exposure!
Keep up the amazing works guys I've incorporated
you guys to my blogroll.
جوجه صورتی
سیزدهم اسفند 91 15:10
گفت دانایی كه:گرگی خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرَم جاری ست پیكاری سترگ

روز و شب مابین این انسان و گرگ



زورُ بازو چاره این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش



وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگِ خود اسیر

هر كه گرگش را در اندازد به خاك

رفته رفته می شود انسان پاك



وانكه از گرگش خورَد هر دم شكست

گر چه انسان می نماید، گرگ هست

وانكه با گرگش مدارا می كند

خلق و خوی گرگ پیدا می كند



در جوانی جان گرگت را بگیر

وای اگر این گرگ با تو گردد پیر

روز پیری گر كه باشی همچو شیر

ناتوانی در مصافِ گرگ پیر



مردمان گر یك دگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینكه انسان هست اینسان دردمند

گرگها فرمانروایی می كنند



وان ستمگران كه با هم محرمند

گرگهاشان آشنایان هم اند

گرگها همراه و انسانها غریب

با كه باید گفت این حال عجیب؟

فریدون مشیری

پاسخ النازی *** : عالی بود..خیلی خیلی خیلی زیبا
جوجه صورتی
سیزدهم اسفند 91 15:09
. . . من. مناجات درختان را هنگام سحر.

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه.


صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار.


گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم.می بینم.

من به این جمله می اندیشم!

به تو می اندیشم.

ای سراپا همه خوبی.

تک تنها به تو می اندیشم

همه وقت.همه جا.

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را.تنها تو بدان

تو بیا.تو بمان با من.تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب.

من فدای تو.به جای همه گلها تو بخند

اینک این من که به پای تو در افتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز.تو بگیر.تو ببند.

تو بخواه.پاسخ چلچله هارا تو بگو.

قصه ابر هوا را.تو بخوان

تو بمان با من.تنها تو بمان

در رگ ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.


فریدون مشیری
جوجه صورتی
سیزدهم اسفند 91 15:08
باید که دورم میزدی، هوشُ حواست خوب بود

امروز که از دور دیدمت، مارک لباست خوب بود!

با کفشای پاشنه بلند، خوب میتونستی را بری

از پله های بوئینگ ، بی ترسُ لرز بالا بری!



کنار مردی که واسه ، آینده ت کلید بود

همونکه فرشتُ یهو، از زیر پام کشید بود

همونکه با اسب سفید، از روی نئشم رد شد

همون که آدرس تورُ ، با یه مسیج بلد شد!



باید برای رویاهات، من رُ کنار میزدی

تو میدون اعدام دل، حستُ دار میزدی

باید که دورم میزدی، تا توی کورس میشدی

برای پاریس آخرش، باید که بورس میشدی



من قد آرزوی تو ، بُرد جهانم کم بود

تو غرق هستی بودیُ سرتاسرم عدم بود!

سرتاسرم مردی نبود، که ایده آل تو بشه

چیزی نداشتم که تهش، بخواد مال تو بشه!



باید که دورم میزدی، بیخودی زندانی بودم!

تو جنس پاریس بودیُ، زیادی تهرانی بودم!

زیادی توی کافه ها، حرفاتُ باورم میشد

دلشوره ی رابطمون، تومور تو سرم میشد...



باید که دورم میزدی، ای دادُ ای بی داد من!...

خوش بگذره تو آسمون، پرنده ی آزاد من!

جوجه صورتی
سیزدهم اسفند 91 15:07
شما نمیدانید!
ما هم روزی عاشق بودیم!
دل خوشی داشتیم
خیالی بلند
اعتمادی افسانه ای...
شعرهایی پروانه ای!...
احساسی به بلندای بلندا
ایمانی دلپایه ای ..
و اعتقاد داشتیم
حقیقت را میشود ساخت!
به وضع موجود نمیشود باخت!
خلاصه
حالمان خوب بود...
جوجه صورتی
دوازدهم اسفند 91 23:52
تمام نیمکتهای پارک دو نفره اند...


بی خیال...


به درخت تکیه میدهم...
جوجه صورتی
دوازدهم اسفند 91 23:51
ما عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ،


تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید


دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم...


یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .


مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی


کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ،


ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم


کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!
پاسخ النازی *** : آره واقعا
جوجه صورتی
دوازدهم اسفند 91 23:51
دیشب خدارو دیدم...




گوشه ای آرام میگریست...



من هم کنارش رفتم و گریستم...



هر دو یک درد داشتیم ...



" آدم ها...."



عجب از آدمایی، که نشانه‌هایت را می‌بینند و انکارت می‌کند ...


و عجب از تو که انکارشان را میبینی و مهربانی میکنی . . .
پاسخ النازی *** : واییی...میشه من اینو بنویسمش؟
جوجه صورتی
دوازدهم اسفند 91 23:50
سه چیز را با احتیاط بردار:


قدم،قلم، قسم!


سه چیز را پاک نگه دار:


جسم،لباس،خیال


از سه چیزکار بگیر:


عقل،همت، صبر!


از سه چیز خود را دورنگهدار:


افسوس، فریاد، نفرین!


سه چیز را آلوده نکن:


قلب، زبان، چشم!


اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن:


خدا، مرگ و دوست
جوجه صورتی
دوازدهم اسفند 91 23:46
مثل همیشه قشنگه آجی مثل خودت
پاسخ النازی *** : مرسی عزیزم
sadegh@ghazale
دوازدهم اسفند 91 17:26
آری از پشت کوه آمده ام…

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!
یه دوست
یازدهم اسفند 91 23:22
بدون خرید CD یا سرمایه گذاری از اینترنت درآمد کسب کنید
حداقل 500 هزار تومان در ماه
کاملا قانونی ( شرکت ثبت شده ) 7 سال سابقه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر



تصاویر زیباسازی نایت اسکین
تصاویر زیباسازی نایت اسکین